مهر ۱۹
ظهر جمعه از خواب پا شدم یک چیزهائی بالای تلفن قرمز!م یافتم از جمله دو نامه به خط کیانا که در یکیش نوشته شده بود که عناصر اناث خانواده هفتهای رو به تفریح خواهند رفت!
در یک اقدام بیفرهنگانه همینطور لخت پای اجاق گاز رفتم تا نیمروئی بزنم، اولین تخم مرغ را چنان از آسمان بر تابه حاوی روغن رها کردم که نافم تاولی زد به این قاعده. چنان سوختم که مادر جلوی چشمم ظاهر شد: این چه سر و وضعیه باز! برو خودت رو بپوشون، نهار تو یخچاله!
البته قسمت نهارش رو خودم بعدا کشف کردم ولی لابد حتما گفته بودند و من در حال سوختن نشنیده بودم.
خلاصه، از بهارش پیداست هفته نکوی پیش رو!
پینوشت، [یک هفته بعد]: دو سه روز بعد از این ماجرا کاملا یتیم شدم و هفته مذکور کاملا مطابق بهارش داره میگذره!
برچسبها: خونه خالی، مسافرت، مکان۲ نظر
-
دیدی خونه مکان شده، هول شدی خودتو سوزوندی؟:)))))))
-
قیییییییییرمز شده :))))
-
من و اینترنت و خونه خالی! معلومه هول میشم :))
-
:)
-
وحیددددددددددددددد مواظب باش خونه رو نسوزونی:دی
-
:)
-
وحید میگن انجیر برای سوختگی خوبه ها:)
-
انجیر؟ اون راههای درمانی برای روزهای عادیه :)) شیوههای درمانی مؤثر و زودبازدهتری وجود داره که در روزهای عادی نمیشه بهشون پرداخت، ولی امروز میشه ازشون بهره جست
-
;)
چرا نظر ندارم ،دارم به ابن قائده آاه . حالا برنامه چیه واسه خونه خالی ؟ میخوای یه زیارت عاشورا بزاریم ؟ دره داف ؟!!! آره ؟
روغن پاشیدگی و سوختگیتو درک میکنم. =))