من بودم شاغلام

روزانه نظرات

پیرمرد رو ناغافل بوسیدم، گفت اشتباه نگرفتی آقا، گفتم مگه این قیافه اشتباه هم گرفته میشه، گفت کی هستی؟

غرغروی خسیس گرونفروش، اون موقعها اینجوری نمی‌نشست کنار پیاده رو زل بزنه به روبرو

جای پسرهای اتو کشیده‌اش تو این سوپرمارکت بزرگ خودش وایمی‌ستاد پشت دخل بقالیش

رنگ و وارنگهای تعطیل شده از دبیرستان روبرو هم دیگه مثل سربازهای فراری پادگان نبودند که بخواد سرشون دادو هوار کنه، می‌خواست هم دیگه جونش رو نداشت.

خیلی سال گذشته بود، بیشتر از خیلی سال، با اینحال روم نشد چرای پشت یوسه رو یادش بیارم

این همه دلیل می‌شه واسه بوسه ناغافل جور کرد،

چشماش نمناک شد، فکر کنم تا حالا به دروغ هم نشنیده بود «چون دلم براتون تنگ شده»

بهتر از این نبود که می‌گفتم من بودم که اون روز اون بلا رو سرش آورده بودم؟

برچسب‌ها: ، ، ،


۲ نظر

*

* (بقیه نخواهند دید)

Add a comment on FriendFeed




Designed by NattyWP Wordpress Themes.
Images by desEXign.